روند ایمان آوری بیشتر معتادان به یکدیگر شباهت دارد. اکثر ما رابطه کارامدی ،با یک نیروی برتر نداشتیم. ما این رابطه را به سادگی ، با اعتراف به اینکه ممکن است قدرتی بالاتر از قدرت ما وجود داشته باشد ، به مرور شروع و آنرا پرورش می دهیم. برای اکثر ما ، اعتراف به اینکه اعتیاد ، به صورت یک قدرت نابود کننده زندگی ما در آمده بود ، کار چندان مشکلی نیست. حتی بهترین سعی و کوشش ما هم نتیجه ای به جز نابودی و یاس بیشتر برای مان نداشت. ما در نقطه ای متوجه شدیم که به کمک نیرویی برتر از قدرت اعتیادمان نیاز داریم.
درک ما از یک نیروی برتر ، به خود ما مربوط است و هیچ کس قرار نیست برای مان تصمیم بگیرد. ما می توانیم آن راگروه ، برنامه و یا خدا بنامیم. تنها دستورالعمل پیشنهادی این است که این نیرو عاشق ، مهربان و برتر از خودمان باشد.
لزومی ندارد که ما مذهبی باشیم تا بتوانیم این ایده را بپذیریم. نکته این است که ما ، دریچه افکارمان را برای باور کردن ، باز می کنیم. شاید این کار برای ما مشکل باشد، اما بابازگذاشتن دریچه افکارمان ،دیر یا زود ، کمکی را که بدان نیاز داریم دریافت خواهیم کرد.
