طبيعت با رامش و خرامش خويش در دل سياهي و برودت زمستان، فرزند برومند و زيباي بهار را به ساكنان اين مجموعه هستي ارزاني داشته است. او زمان را از گزند زهر جانكاي زمستاني نجات داده و حاكميت روشنائي را بر تيرگي و ظلمت نويد داده است. البته اين در نگاه و نگرش ماست و گرنه زوايا و جنبه هاي طبيعت همه در يك هماهنگي و توالي منطقي سير مي كنندو هر يك براي خويش قابل تامل و و نگرش هستند . ولي ازآن جنبه كه در پس برودت و سرماي زمستان شور و نشاط زندگي به انسانها ارزاني مي شود و شوق و سرزندگي به انسان و جماد بخشيده مي شود برايش مانوس تر است و اين شايد به روحيات انسان نزديكتر باشد كه حظ و بهره او از نشاط بسي بيش از ملال و اندوه و كسالت است . واين در فصول زمستان كه نماد روبه روال و مرگ است بيشتر بروز دارد. خوانش طبيعت و نويد تولد دوباره در دل ميرائي زمستان. و اين از معجزات حيات است كه از دل نيستي حيات و هستي زاده مي شود. و ما چه بي دركيم از اين همه راز واضح و عريان و هيچ در خود نمي نگريم كه در صورت عارض شدن نشانه هاي خمود و جمود بناي زندگي را بر اين بنيان ويران وانمي نهيم. اين را از طبيعت نمي آموزيم كه مي شود بر بينيان نيستي خالق هستي باشيم چون اين از صفات ذات انسان است كه از خالق خويش ولي در محدوده خود به ارث برده است.ما در زايش دوباره هم با جهشي در فراسو و نيست شدن ارادي بر فناي جبري فائق آييم و به جادودانگي كه آرزوي ازلي بشر است دست يابيم. آري بهار آمد و با خود يك دنيا خوبي و شادي همراه آورد . روز و روزگازان نو ، شادي و ولوله در تماي ضربانهاي ذرات حيات و اين همه ما را به خود مي دارد كه از آن نيرو مدد جوييم و با فطرت طبيعي خويش همنوا شويم . ما نيازمند آنيم كه ذرات وجود خويش را به آب زندگاني بسپريم و با غسل و وضو در رودخانه زندگي طراوت و آزادي را براي خويش به ارمغان آوريم. همچنين در حوزه فكر و عمل و رفتار خويش نيز به يك وانگري و تغيير عرضييات دست زنيم .چه بسياري از صفات كه انسان را از مدار طبيعت دور مي سازد حاصل غفلت و بيخبري از ذات الهي بشر است. انسان با دور شدن از اين جوهره الهي در دامن جهل و و بي خبري دچار مي شو د. يكي از اموري كه انسان را به اين هارموني الهي نزديك مي سازد همانا فصل زايش طبيعت يعني بهار است. كينه ،حسرت اندوه تنگ نظري ، عداوت و .. همه از جنس تيرگي و تباهي است و با ذات الهي انسان منافات دارد اميدوارم كه در اين سال جديد همه برا به نهانخانه اهريمني سپاريم و با نور و روشنائي آشتي كنيم.
+ نوشته شده توسط حسین دهقان در شنبه نوزدهم فروردین 1385 و ساعت
14:55 |

