ده سال آینده را در چه حال و روزی سپری خواهیم کرد؟ آیا برای خود یک برنامه ده ساله داریم و به موقعیت ها و مراحلی که باید بدان رسید فکر کرده ایم ؟ وراه رسیدن به آن را هموار می کنیم ؟ چگونه می توان بهتر به خواسته و مقصود خود رسید؟ آیا به جاه طلبی ها و آرزوهای خود ارج و اعتبار می دهیم؟ آیا خود را باور داریم که می توان به خواسته و مقصود خود رسید؟ آیا اصلا با امید و اطمینان به آینده می نگریم ؟ نوع نگاه ما به زندگی مثبت می باشد یا منفی ؟ آیا همیشه نمیه خالی ونکات ناخشنود زندگی را لمس و حس می کنیم یا اینکه در کورسوهاو بحرانی ترین لحظات با اطمینان گام بر می داریم ؟ هر کس می تواند دمی با خود رو در رو شود و یک چشم انداز برای خود متصور شود و بسته به توان روحی خویش باامید یا ناامید حرکت یا سکون نماید. این آرزو و چشم انداز مسائل مالی ، فکری و معنوی فرد راشامل شود . هر کسی افقی پیش روی خود می بیند . برد نگاه هر کس به تربیت دیدن وبصیرت او ارتباط می یابد . زندگی فردی او و تجربه های شخصی کوله بار تجربه و توش حرکت اوست. اما یک اصل حیاتی در زندگی نقش آن هویداست و آن است که هر چه افق خود را بیشتر گسترش دهیم .هر چه بیشتر به انبساط روحی و سعی در فتح ناشناخته ها نظر داشته باشیم، هر چه بیشتر درفکر یاری رسانی و موثر بودن برای خود و خانواده و جامعه باشیم این افق گستره بیشتری را شامل خواهد شد وما موفق تر به توان روحی خود دست خواهیم یافت. این زندگی را بهر ما ساخته اند پس بااندیشه ، افکار و احساس بلند آنرا تکامل بخشیم..همیشه به دورترین ستاره ها نظر دوزیم. همیشه قرنها جلوتر را نظاره گر باشیم دست خداوند در آستین طبیعت ما را به قله ها خواهد رساند.

