تبليغاتX
دون کیشوت

*می دانم وقتی عاشق هستم ، زنده ام*. کتاب یازده دقیقه سرگذشت زنی بدنام به  نام ماریاست. * او همچون سایر روسپی ها معصوم و باکره پای به دنیای هستی گذاشت و در دوران شباب ، مرد زندگی خود را در رویاهایش به تجسم در آورد : ثروتمند ، خوش قیافه و با هوش * زندگی این روسپی سرشار از لحظات اگاهی ، لذت و دردی عمیق است . او تا مرزهای درد و رنج بشری پیش می رود و تجربه های گرانبار به دست می آورد. جسم خویش را به فروش می رساند . به امید روزی که بتواند سرپناهی برای خود و خانواده اش مهیا سازد . اما این اراده در او متجلی است که روزی به رهائی می رسد. همیشه در انتظار آن است که خود را بازنشسته نماید و به مرز از خودگذشتگی و تجربه عمیق عشق دست یابد و چون در ذهن و نظر او این امر دوام دارد ، لوازم و اسباب آن نیز فراهم می شود و او از مرز سیاهی و تباهی تن و جان آزاد می شود و عشق این تنها عصاره بقا و دوام انسان را به دست می آورد . کتاب یازده دقیقه از پائولو کوئلیو با ترجمه بسیار ناموزون کیومرث پارسای ،دمی برای بازخوانی روان انسان و روح زنانگی و شناخت عشق از زاویه نگاه یک زن می باشد ولی نویسنده مرد راوی آن است . و حکایت و  تجربه سکس که بیش از یازده دقیقه زمانبر نیست دوامبخش یک زندگی سالم نیست .تنها عشق می تواند به آن معنا بخشد و درون را با شور و خلسه خویش گرما و طراوت بخشد . این کتاب می تواند برای فرو رفتن در رویا و فرا گذشتن از نیاز تن و اندیشیدن به بعد روانی  وجود انسان و چشمه های زلال عشق مفید باشد. 

+ نوشته شده توسط حسین دهقان در شنبه دوازدهم اسفند 1385 و ساعت 19:8 |